
در سی و یکی دو سال گذشته در طول انقلاب اسلامی ما بارها دیده ایم جریان های سیاسی ای که روی کار آمده اند، به خاطر فساد اقتصادی زمین خورده اند که در صدر اسلام نیز این را داشتیم. ابا عبدالله در صحرای کربلا می فرماید: یکی از دلایل این که شمشیری را که جد من دست شما داد تا از اسلام دفاع کنید، روبه روی من گرفته اید آن است که مال های حرام زیر پوست شما انباشت شده است. این کارشناس مسایل استراتژیک افزود: به قول «پن روز» یکی از استادان اقتصاد سیاسی، همیشه در تقابل اقتصاد و سیاست و اقتصاد و فرهنگ آن قسمتی که شکست میخورد، فرهنگ و سیاست است. در نظام کپیتالیستی که سرمایه مبنا است و در مبنای فرهنگ، سیاست و هر چیز دیگر، آن نکتهای که موجب اضمحلال و شکست خواهد شد، این است که ستون و ترازوی اقتصاد را نادیده بگیریم.
بی توجهی به اقتصاد به خاطر منفعتها، ویژه خواریها، رانت خواریها و بسیاری مسائل دیگر همیشه موجب انحطاط و اضمحلال جوامع و جریانهای سیاسی و حتی افراد بوده است. یکی از دلایل ریزش نیروهای کاربردی سیستم همواره این بوده است که این ها از نظر مسائل اقتصادی به ورطه خاصی افتادند و از دست رفتند.
کی از مسائلی که در کشور متاسفانه خوب دیده نشده، مسئله مهندسی اقتصاد و هم عرض دیدن آن به نسبت مهندسی فرهنگ و مهندسی سیاست و نظام مهندسی ملی در این حوزه است.
توجه و ضرورت به این مهم از چند جهت چشم گیر است. یکی از این جهت که به هرحال امروز فروپاشی ایالات متحده و اروپا کاملاً جدی و نظام کپیتالیستی و سرمایه داری عمیقاً در حال اضمحلال است، رکود اقتصادی در آن جا بیداد می کند. بیش از چهارده و نیم ترلیون دلار بدهی ایالات متحده، ودیعه خارجیاش است و این وضعیتی است که ما امروز در صحنه اتحادیه اروپا میبینیم و این که هیچ تضمینی وجود ندارد این رکود اقتصادی گریبان جامعه ما را هم بگیرد یا نه؟! . پس ما باید با یک آمادگی جدی هم در سطح افکار عمومی و هم در سطح مسئولین داشته باشیم که رکود اقتصاد جهانی که سراغ جامعه ما نیز خواهم آمد، به ویژه این که ما بیش از سی سال است که در تحریم اقتصادی هستیم.
ضرورت دارد که مسئله مهندسی اقتصاد یک بازنگری جامع در تمام حوزهها صورت دهد و بتواند به اصلاح امور بپردازد. بالاخره فساد اقتصادی رو به روی صلاح و اصلاح اقتصادی است؛ به ویژه در جامعهای که عمیقاً دینی است و یک مجموعه عمیقی از مفاد و مسائل را در مورد مسئله اقتصاد در کتاب اصلیاش یعنی قرآن دارد. قرآن در مورد آن چه که بیع نامیده می شود و ما در این جا به آن می گوییم اقتصاد، حجم عظیمی از نکات و موارد را دارد و لذا چه طور ممکن است ما در این حوزه تعطیل و کاملاً منفعل باشیم؟!.
واقعیت این است که کشور ما اقتصاد پول مبنا را پذیرفته و این یک مکتب در اقتصاد است. انواع اقتصاد دیگر هم وجود دارد. اقتصاد پول مبنا، درست است و پول شش، هفت هزار سال است که مطرح شده اما از هفتاد، هشتاد سال اخیر است که نقش پول در اقتصاد جدی شده است. پس یک بار این مسئله و یک بار مسئله شغل را بررسی می کنیم؛ یک بار اشتغال و کار، یک بار مسکن، یک بار زمین و یک بار صنعت را. این قطعات پازل اگر یک پارچه دیده نشوند، در قالب مهندسی اقتصاد قرار نگیرد و این نظام، مهندسی نشود از جزیره جزیره بحث کردن و جزیره جزیره کار کردن به جایی نمیرسیم.
در آمریکا آمدند خانه ساختند، ما هم مسکن مهر را ایجاد میکنیم و به دست مردم میدهیم. در آمریکا زمین را در کاداسترشان کد کردند، در واقع لم پارسل و قطعه قطعه کردن زمین را انجام دادند، چرا امریکا به این جا رسیده است؟! بحث من سر این است. بر فرض که ما کاداستر را نیز نهایی کردیم، این اتفاقات در جمهوری اسلامی افتاد و مسکن مردم را نیز قطعی کردیم. ما باید بلایی که سر امریکا آمده را ببینیم و عبرت بگیریم که چرا خانه وجود دارد ولی مردم از خانه بیرون رانده شدهاند. در چادر زندگی میکنند ولی خانهها خالی میمانند؟! این چه نظام اقتصادی است که چنین روابطی را تبیین کرده است. تبیین این از ضرورتهای این مسئله است. در کدام سطح باید بررسی شود؟ در سطح مهندسی اقتصاد. لذا نکتهای که برای من مهم است این است که ما قطعات و جزیرهها را این گونه نبینیم، بلکه اینها را کاملاً در یک بسته کامل ببینیم و در میدانهایی مثل آمریکا و اروپا که قبلاً امتحان پس داده است، مورد ارزیابی قرار دهیم که درس عبرتی برای جامعه خودمان باشد.
ایالات متحده وب سایتی آنلاین راه اندازی کرده است که ساعت دیون و بدهیهای امریکا است و فقط یک صفحه دارد. در این یک صفحه لحظهای و آنی، بدهیهای شهروند امریکایی، بدهی کلی ایالات متحده، بدهیهای داخلی را تماما ارائه میدهد. چرا دولت امریکا این وب سایت را با آرم دولت امریکا ارائه میکند؟ برای این که بگوید دلار من مبنای اقتصاد جهان، نبض اقتصاد جهان بر مبنای پول من، اقتصاد من در حال فروپاشی، بدهی من بدهی همه جهان است و مردم جهان باید خود را با این قضیه هماهنگ کنند و این یک اعلام رسمی است.
ما عملاً در بحث مهندسی اقتصاد تلاش میکنیم تمام زیر ساختهایی که در کشور ایجاد کنیم، رسیدن به استانداردهای امریکا باشد. نظام بانکی و بهداشت و درمان ما غایتشان رسیدن به استانداردهای ایالات متحده است. همچنین نظام سینمایی، هنری و رسانهای ما استاندارد خودش را از ایالات متحده میگیرد، نظام مسکن، صنعت، هوا و فضایی، مخابرات و هر ساختاری که در ایران میبینید، خود را با آن جا مقایسه میکند.
کاداستر وظیفه یک دستگاه قضایی نیستین موضوع از حیث سنددار بودن به دستگاه قضایی مربوط میشود وگرنه اجزای مختلف و متفاوتی دارد. یکی از علتهای ناکارآمدی این بحث در ایران این است که ما آن را تک سازمانی و تک وجهی دیدیم. آن روز مسئله خطوط نفت و بعد کشیدن کابلهای فیبر نوری زیر آب، موضوع مهم شیلات و این که کرهایها و چینیها در خلیج فارس تورکشی میکردند و هر چه را بود می بردند، دست و پاگیر شده بود؛ در شمال هم مسئله تقسیم دریای خزر که ما کف را تقسیم کنیم، آب را مشاع بگیریم یا برعکس. جالب است که بگویم ایالات متحده، آبهای سرزمینیاش ۳ مایل است؛ در واقع کاداستر زیر آب دارد.
ما به مسئله کاداستر بر روی زمین کاملاً بیتوجهی کردیم و مسئله رو قضایی دیدیم. یکی از نکات در مورد کاداستر این است که کار قوه قضائیه نیست. قوه قضائیه یک درصد کار را برعهده دارد. وزارت کشاورزی بایستی در حوزه کاداستر اداره کل . معاونت داشته باشد. بخش دوم صنایع و معادن و بخش سوم مسئله راه وترابری است.
جای بعدی که باید کاداستر تخصصی داشته باشد، نیروهای مسلح هستند. از همه مهمتر وزارت نیرو است. همچنین سازمان انرژی اتمی نیز نیازمند آن است. پس ما یک ثبت قضایی داریم و انتظاری که میرود دستگاه قضایی جدی تر کار کند، این است که در حد همان ثبت باشد. ولی غیر منطقی است که همان کاداستری که دولت باید انجام دهد را قوه قضائیه برعهده بگیرد. دولت باید در دستگاههای مختلف خود بخش کاداستر را ایجاد کند. مادامی که ما طرح آمایش سرزمین نداریم، طرح کاداستر به نتیجه نمیرسد.
راز عدم موفقیت کاداستر تا الآن این بوده است که آن را فقط از دستگاه قضایی خواستهایم و نمیتوانیم این فشار را بر روی کاداستر بیاندازیم بلکه ابتدا باید آمایش سرزمین را مطالعه کنیم چراکه ناآگاهی و عدم انطباق و هماهنگی، عامل ناموفق بودن این طرح شد. از این رو یک متولی و مرجع باید سراغ این پروژه برود، یعنی بایستی اول متولی طرح آمایش و کاداستر را معین کرد، بعد اجزاء سلبی یا کد کننده یک جزء. همچنین باید نقش اجزاء ایجابی مثل وزارت نیرو، صنایع و معادن و نیرو و … تعریف شود.
نکته دوم مسئله امنیتی:
تجربه یهود از عصر حضرت سلیمان در مورد مسئله کد کردن زمین تجربه عظیمی است. تجربه حضرت در اختیار یهود بوده و آنها عقبه تفکر تئوریک کاداستر را دنبال کرده است. هر چند در عصر فیزیوکراتها در فرانسه و در عصر لوئی که آمدند گفتند به جای این که فلزات گران بها پشتوانه پول باشد، زمین را پشتوانه پول قرار دهیم. این بعداً در عصر ناپلئون کاداسر و زمین مبنا شد و مسئله فئودالیسم به وجود آمد.
یهود با چه فرمولی زمین را از فلسطینیها گرفت؟ اول تعدادی از زمینهای آنان را خرید، بعد شهرها و روستاها را به هم وصل کرد و گفت این جا مال خودم است. غصب را از طریق سند سازی صورت داد. امروز وهابیها پولی آوردهاند و در برخی استانهای کشور، زمینهای روستاها را میخرند، این مسئله امنیتی است که این جا کار به شورای عالی امنیت ملی مربوط میشود.
نکته سوم که بسیار مهم است، مسئله حیاتی سوره انفال است. این سوره این گونه شروع میشود که از تو درباره انفال میپرسند. بگو انفال برای خدا و رسول خداست، تقوا بورزید. انفال چیزی که یا در غنائم به دست میآید و یا بیرون شرایط جنگ، زمینهایی که در کوه و دشت و دریا و جنگل میبینید، این ها مال خدا و رسول خداست.
سرانه زمین یعنی سهم قائل شدن از زمین آن کشور برای افراد و از روش تقسیم جمعیت بالای پانزده سال هر کشور بر مساحت آن کشور بدست میآید که بالاترین عدد مربوط به روسیه است. سرانه زمین در ایران نیز به نسبت جمعیت هفتاد و پنج میلیون و پانصد و شصت و دو هزار و … بیست و هشت هزار و پانصد و چهارده متر و در اختیار حکومت، برای کشاورزی، معادن، راه و ترابری و … است. اما این فردی که از او انتظار داریم از این سرزمین دفاع کند، وقتی پانزده ساله شد فیش زمینش را به او بدهیم و بگوییم شما در این مملکت مثلاً صد و ده متر زمین طلب داری که فرمولهای خاص خودش را دارد. از این رو ما باید نسل بعد را به حقشان توجیه کنیم و این که از این زمین سهم داری.
کاداستر باید توسط دولت در بخش ایجابی عملی شود و قوه قضائیه در حد این که اگر تخلفی صورت گیرد، کنترل کند. مجلس باید این موارد را قانونی کند. همه موافق این طرح هستند ولی عنصر هماهنگ کننده وجود ندارد.
ما باید یک شورای عالی در حد شورای عالی انقلاب فرهنگی و امنیت ملی زیر نظر رئیس جمهور داشته باشیم و رؤسای سه قوه نیز در آن جا عضو و هرکدام از دستگاهها یک اداره کل کاداستر با نام فارسی ناظر به این قضیه، داشته باشند که حدود اختیارات هر دستگاه و وزارت خانه را معلوم کند، مستندات را بیاورد، چهارچوب قانونش را مشخص کند. همچنین دستگاه قضایی نیز یک رأی داشته باشد و رئیس دستگاه اجرایی، چهارچوب کار را مدیریت کند. کمیتهها و شوراهای تخصصی در قوههای مختلف به وجود آید، کار را دنبال کنند، آمایش سرزمینی را از دستگاه مربوطه بگیرند و آن را یکپارچه کنند.
مام نکتهای را درباره حساب ۱۰۰ محرومان به صراحت میفرمایند، مردم و محرومان باید زمین را مجانی تحویل بگیرند. امام سرانه زمین را سی و دو سه سال پیش مطرح کرده اند. اما بعد از این همه سال نمره قبولی در این زمینه نداریم و سرانه زمین تعریف شده نیست. از این رو حل مشکلات فرهنگی کشور نیز در گرو حل مشکلات اقتصادی است.
Related posts: