شبکه تلویزیونی العربیه گزارش داد که ابوبکر یونس وزیر دفاع معمر قذافی نیز امروز توسط نیروهای شورای ملی انتقالی لیبی کشته شده است.
به گزارش سرویس بین الملل بی باک، العربیه با نشان دادن تصاویری از جسد معمر قذافی که غرق در خون بود ، تصاویری از ابوبکر یونس وزیر دفاع دیکتاتور لیبی را که توسط نیروهای شورای ملی انتقالی کشته شده است، نشان داد.

گفتنی است، معمر قذافی دیکتاتور جنایتکار لیبی سرانجام روز پنجشنبه پس از ۴۳ سال حکومت بر مردم لیبی در زادگاهش سرت، کشته شد و با مرگش فصل جدیدی در لیبی آغاز شد.
رسانههای بینالمللی بعد از ظهر پنجشنبه در خبری فوری اعلام کردند که معمر قذافی در سرت، شهر زادگاهش که هنوز در مقابل انقلابیون لیبی مقاومت میکرد، دستگیر شده است.

اما خبر دستگیری قذافی به سرعت با خبرهای ضد و نقیضی از کشته شدن وی همراه شد تا اینکه رییس شورای عالی نظامی طرابلس تایید کرد قذافی پس از دستگیری از سوی انقلابیون، کشته شده است.
شبکه تلویزیونی الجزیره به نقل از عبدالحکیم بلحاج، رییس شورای نظامی شهر طرابلس اعلام کرد که معمر قذافی، دیکتاتور سابق این کشور بر اثر شدت جراحات وارده در هنگام دستگیری، کشته شده و دوران حکومت وی به سر رسیده است.






این شبکه تلویزیونی همچنین تصویری از جسد دیکتاتور لیبی را پخش کرد.
محمود جبریل، نخست وزیر دولت موقت لیبی نیز تایید کرد سرهنگ قذافی پس از اسارت در درگیری میان هوادارانش و جنگجویان شورای ملی انتقالی کشته شد.
جبریل گفت: مدتی طولانی منتظر این لحظه بودیم، معمر قذافی کشته شده است.
ناتو هم اعلام کرد هواپیماهای فرانسوی روز پنجشنبه با رصد کاروانی از خودروهای هواداران قذافی که قصد فرار از سرت را داشتند، برای توقف آن تلاش کردهاند.
لحظاتی بعد جنگجویان دولت لیبی خود را به محل کاروان که سرهنگ قذافی از اعضای آن بود، رساندند.
تصاویر ویدویی منتشر شده نشان دادند که قذافی پیش از مرگ در خیابان گردانده شده است. تصاویر اولیه فردی خون آلود را نشان میداد که به احتمال زیاد قذافی بود که به وسیله جنگجویان سوار یک وانت میشد.
به گفته محمود جبریل، نخست وزیر دولت موقت لیبی قذافی زنده بازداشت شده ولی سپس در اثر شدت جراحات پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
همچنین بر اساس گزارشها، قذافی هنگام دستگیر شدن مسلح بود ولی مقاومت نکرد.
گفته میشود قذافی از ناحیه سر، گردن و تنه هدف گلوله قرار گرفته است. پیشتر، بعضی از جنگجویان دولت موقت لیبی گفته بودند قذافی در حال تلاش برای فرار از پا درآمده است.


یکی از این جنگجویان به بیبیسی گفت قذافی در یک سوراخ مخفی شده بود و التماس کرده است که به سوی او تیراندازی نشود. این جنگجو تفنگ طلایی قذافی را که به دست انقلابیون افتاده بود نیز نشان داد.
همزمان بر اساس گزارشهای موجود، “سیفالاسلام”، پسر قذافی نیز در درگیری با نظامیان دولت موقت از ناحیه پا مجروح شده و پس از بازداشت به بیمارستان منتقل شده است.
وزیر اطلاع رسانی دولت موقت لیبی هم گفته “معتصم” پسر دیگر قذافی هم که به همراه پدرش در شهر سرت مخفی شده بود، کشته شده است.
به گفته یکی از خبرنگاران خبرگزاری رویترز، جسد معتصم قذافی در خانهای در شهر مصراته نگهداری میشود و اهالی محلی برای گرفتن عکس از آن صف کشیدند.
شبکه العریبه نیز به نقل از منابع آگاه اعلام کرد که جسد قذافی و پسرش معتصم و همچنین جسد ابوبکر یونس، وزیر دفاع نظام سابق لیبی به مصراته منتقل شده است.
انتشار خبر کشته شدن قذافی با شادمانی مردم لیبی در شهرهای مختلف مانند طرابلس و بنغازی همراه بود.

از سوی دیگر، خلیفه حفتر، فرمانده نیروهای زمینی شورای انتقالی نیز اعلام کرد با مرگ قذافی و سقوط سرت، همه لیبی آزاد شده است.
روایت های مختلف از کشته شدن قذافی
در حالی که هنوز مشخص نشده است قذافی توسط چه کسی کشته شده، شاهدان عینی اعلام کردند که وی در هنگام مرگ از انقلابیون خواسته که او را نکشند.
به گزارش روزنامه فرامنطقه ای الشرق الاوسط، معمر قذافی، رهبر مخلوع لیبی هنگام دستگیری زنده بوده و از انقلابیون خواسته است تا او را نکشند.
بنا به گفته یکی از شاهدان عینی، قذافی هنگامی که برخی از انقلابیون وی را به سوی آمبولانس می بردند تا او را به بیمارستان منتقل کنند، خطاب به آنها می گفت: فرزندان من آیا مرا می کشید، فرزندان من، من قذافی هستم، من رهبر شما هستم، چه کار می کنید؟
بنا به گفته برخی دیگر از شاهدان عینی قذافی قبل از دستگیری در حالی که شوکه شده بود، فریاد می زد: چه اتفاقی افتاده؟ چه شده است؟!
بنا به گفته این شاهدان وی بدون اینکه شهادتین بر زبان بیاورد، جان داده است.
این در حالی است که مقامات شورای انتقالی لیبی صدور هرگونه دستور برای کشتن قذافی از سوی این شورا را رد می کنند، اما شاهدان عینی تاکید می کنند که وی هنگام دستگیری زنده بوده و تنها یکی از بازوانش مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود.
محمود جبریل، رئیس دفتر اجرایی شورای انتقالی نیز پیشتر اعلام کرده بود که قذافی در یک لوله انتقال آب بدون هیچ گونه مقاومتی دستگیر شده و هنگام دستگیری دست چپش مورد اصابت گلوله قرار گرفته و بدون هیچ جراحت دیگری به یک خودرو منتقل شده تا به بیمارستان برسد، اما هنگام حرکت این خودرو بین انقلابیون و نیروهای وابسته به قذافی درگیری رخ داده و گلوله ای به سر قذافی اصابت کرده که این گلوله باعث مرگ وی شده است.
اما برخی دیگر از مقام های شورای انتقالی احتمال این را که قذافی توسط نیروهای وابسته به شورای انتقالی لیبی به صورت عمدی کشته شده باشد، رد نکردند و اعلام کردند با توجه به خشم مردم و مبارزان شورای انتقالی، احتمال اینکه عمدا وی را کشته باشند، زیاد است.
یکی از پزشکانی که جسد قذافی و معتصم قذافی، فرزند وی را کالبد شکافی کرد، اعلام کرده که معتصم بعد از قذافی کشته شده و به احتمال زیاد از نزدیک به وی شلیک شده است.
شبکه های تلویزیونی نیز تصاویری از پسر قذافی قبل از کشته شدن پخش کردند که نشان می داد جراحات وارده به وی چندان عمیق نیست.
این پزشک همچنین اعلام کرد که دلیل مرگ قذافی گلوله ای بوده که به سر وی اصابت کرده و از کنار شقیقه اش بیرون رفته است.
وی گفت که در چند روز آینده گزارش کامل پزشکی قانونی درخصوص مرگ قذافی و پسرش و نیز ابوبکر یونس، وزیر دفاع سابق منتشر خواهد شد.
بنا به گفته این پزشک به آنها آماده باش داده شده است تا خود را برای بررسی یک جسد دیگر که متعلق به یکی از افراد مهم که شاید سیف الاسلام قذافی، فرزند دیگر معمر قذافی باشد، آماده کنند.
این در حالی است که پیش از این اعلام شد سیف الاسلام زخمی شده و در مصراته در بیمارستان است. در همین حال خبرهایی مبنی بر فرار سیف الاسلام هم منتشر شده است!
بنا به گفته تیم پزشکی قانونی که جسد قذافی را معاینه کرده بودند، وی از ناحیه شکم نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفته که باعث خونریزی در اعضای داخلی بدن وی شده است.
از سوی دیگر در حالی که خبرهایی مبنی بر دفن جسد قذافی طی امروز منتشر شده بود، یک مقام شورای انتقالی لیبی اعلام کرد که به منظور انجام تحقیقات از سوی دادگاه کیفری بین المللی برروی جسد وی، مراسم تدفین به زمان دیگری موکول شده است.
معتصم قذافی نیز از ناحیه پا و کمر مورد اصابت قرار گرفته که هر دو از پشت سر به وی وارد شده است که احتمال اصابت هنگام فرار را افزایش می دهد، اما دلیل اصلی مرگ وی جراحت بزرگی است که بالاتر از قفسه سینه و نزدیک به گلوی وی بوده که مربوط به یک اسلحه کالیبر بزرگ است که از فاصله نزدیک به وی شلیک شده است.
از سوی دیگر عفو بین الملل خواستار انجام یک تحقیقات بیطرف درخصوص مرگ قذافی شد.
واکنشهای جهانی
دبیرکل سازمان ملل در واکنش به خبر کشته شدن معمر قذافی از تمامی جناحها در لیبی خواست سلاحهایشان را کنار بگذارند و در کنار یکدیگر برای بازسازی این کشور آفریقایی به گونهای مسالمتآمیز همکاری کنند.
به گزارش ایسنا، بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد در مقر این سازمان در نیویورک در واکنش به انتشار خبر کشته شدن معمر قذافی، دیکتاتور سابق لیبی گفت: واضح و مبرهن است که امروز تغییری تاریخی در لیبی شکل گرفته است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در روزهای آتی ما در لیبی شاهد صحنههای جشن و پایکوبی و نیز شاهد غم و اندوه افرادی که در درگیریها چیزهای زیادی را از دست دادند، خواهیم بود.
به گزارش پایگاه اینترنتی سازمان ملل متحد بان کی مون اعلام کرد: با این حال بیایید هر چه سریعتر متوجه این مساله باشیم که این تنها پایان یک آغاز است. مسیری که پیش روی لیبی و مردم این کشور قرار گرفته است، مسیری دشوار و پرچالش است.
دبیرکل سازمان ملل تاکید داشت، در حال حاضر زمان آن فرا رسیده است که تمامی لیبیاییها گرد هم آیند.
به گفته بان کی مون، لیبیاییها باید متوجه این مساله باشند که دستیابی به آیندهای با افقهای روشن تنها از طریق اتحاد ملی، صلح و آشتی محتمل است.
با توجه به اینکه مقامهای دولت موقت لیبی در حال آماده شدن برای برگزاری انتخابات و بسیاری از اقدامهای دیگر برای بازسازی کشورشان هستند، دبیرکل سازمان ملل گفت، شعار لیبیاییها باید “کثرتگرایی” باشد.
وی خاطرنشان کرد: کورسوی امید در ایام انقلاب و درگیریها در لیبی باید اکنون ترجمان فرصتها و برقراری عدالت برای همگان باشد.
دبیرکل سازمان ملل با اعلام این که صبح روز پنجشنبه با نماینده ویژه این سازمان در طرابلس گفتوگو کرده است، اظهار داشت: هیات اعزامی جدید سازمان ملل در لیبی آماده است لیبی و مردم این کشور را در مسیر پیش رو یاری کند.
باراک اوباما، رییسجمهوری آمریکا نیز گفت: دوره دیکتاتوری در لیبی تمام شد اما راه دموکراسی دشوار خواهد بود. آمریکا در ماههای آینده به مردم لیبی کمک خواهد کرد تا حکومت تازه خود را شکل دهند.
سناتور جان مک کین، رقیب جمهوری خواه باراک اوباما در انتخابات سال ۲۰۰۸ و عضو ارشد کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا هم مرگ سرهنگ قذافی را پایان مرحله اول انقلاب دانست و خواهان روابط نزدیک تر بین واشنگتن و طرابلس شد.
میت رامنی، فرماندار سابق ایالت ماساچوست و از داوطلبان جمهوری خواه نامزدی ریاست جمهوری نیز گفت: فکر می کنم سراسر دنیا متوجه شدهاند که جهان بدون معمر قذافی جای بهتری برای زندگی است.
ریک پری، فرماندار تگزاس و از دیگر کاندیداهای جمهوری خواه هم خبر کشته شدن سرهنگ قذافی را “خبرخوبی برای مردم لیبی” دانست.
هیچ کدام از کاندیداهای جمهوری خواه به نقش باراک اوباما در سرنگونی قذافی اشاره نکردند.
دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس نیز گفت که در شرایط کنونی، مردم لیبی فرصت بهتری برای ساختن آیندهای مطمئن و دموکراتیک در اختیار دارند.
ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه انگلیس هم گفت: خوشحالیم که شهر سرت سقوط کرده است. نیروهای قذافی هم تقریبا از شهر بنیولید بیرون رانده شدهاند و با حذف قذافی، لیبی اکنون میتواند وارد مرحله جدیدی شود ولی هنوز در این مرحله هم چالشهایی وجود دارد. همچنان چالشهایی در لیبی هست که باید برطرف شوند.
نیکولا سارکوزی، رییسجمهوری فرانسه با انتشار یک اطلاعیه از وقایع لیبی به عنوان آغاز یک روند دموکراتیک در این کشور استقبال کرد. وی گفت: آزادی سرت باید نمایانگر آغاز فرآیندی باشد که شورای انتقالی لیبی برای ایجاد یک سیستم دموکراتیک با آن موافقت کرده است؛ سیستمی که تمامی گروهها بتوانند در آن نقش داشته باشند و آزادیهای بنیادین را تضمین کند. اکنون وقت مصالحه برای وحدت و آزادی است.
دیمیتری مدودف، رییسجمهوری روسیه نیز گفت: ما انتظار داریم صلح و آشتی به لیبی بازگردد و تمامی افرادی که کشور را اداره میکنند بتوانند به توافقنامهای در خصوص ساختار نهادهای حاکم دست یابند.
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان گفت: سرانجام مسیر برای یک آغاز تازه و صلحآمیز سیاسی (در لیبی) هموار شده است.
گوئیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان نیز اظهار امیدواری کرد که فصل جدیدی از صلح و دموکراسی در لیبی گشوده شود. وی گفت: ما امیدواریم که مردم لیبی پس از چندین دهه دیکتاتوری در این کشور بتوانند فصلی جدید، صلحآمیز و دموکراتیک برای کشورشان باز کنند.
در همین حال اتحادیه آفریقا که پیش از این، عضویت لیبی در این اتحادیه را به حالت تعلیق درآورده بود، اعلام کرده است که این تعلیق را لغو میکند.
آلن ژوپه، وزیر امور خارجه فرانسه پایان ۴۲ سال حکومت ستمگرانه در لیبی را تبریک گفت.
مارک روت، نخستوزیر هلند گفت: مطلع شدهام قذافی به تازگی دستگیر و کشته شده است و این مساله باعث خرسندیام شد.
هرمان ون رومپی، رییس شورای اتحادیه اروپا و خوزه مانوئل باروسو، رییس کمیسیون اروپا اعلام کردند: خبر کشته شدن معمر قذافی نشاندهنده پایان دوران خودکامگی و فشار است، دورانی که مردم لیبی مدتها از آن رنج میبردند. امروز لیبی میتواند فصلی جدید در تاریخ این کشور رقم زند و آیندهای دموکراتیک بسازد. ما از شورای ملی انتقالی لیبی میخواهیم فرآیند صلحی فراگیر را در پیش گیرد و از این طریق امکان انتقال قدرت و اختیارات را به گونهای دموکراتیک و مسالمتآمیز فراهم آورد.
فرانکو فراتینی، وزیر امور خارجه ایتالیا گفت: کشته شدن قذافی یک پیروزی بزرگ برای مردم لیبی به شمار میآید. این مساله راه را برای انتقال مسالمتآمیز اختیارات هموار خواهد کرد و امکان برگزاری انتخابات را به گونهای فراهم خواهد آورد که مردم لیبی بتوانند خود رهبرانشان را انتخاب کنند.
زندگینامه قذافی
معمر قذافی در سپتامبر سال ۱۹۶۹ در پی یک کودتای نظامی و با سرنگونی حکومت ملک ادریس، شاه لیبی، به قدرت رسید. قذافی در آن زمان یک افسر ۲۷ ساله و تحت تاثیر افکار جمال عبدالناصر، رییس جمهور کشور همسایه مصر، قرار داشت.
او در طی نزدیک به ۴۱ سال در قدرت یک نظام سیاسی جدیدی را در لیبی بنا نهاد و از گروههای مسلح خارجی مثل ارتش جمهوریخواه ایرلند در ایرلند شمالی و گروه تندرو ابوسیاف در فیلیپین حمایت مالی و تسلیحاتی میکرد.
پس از انفجار یک هواپیمای مسافربری آمریکایی بر فراز اسکاتلند در دسامبر سال ۱۹۸۸ قذافی و حکومت او تحت تحریمهای گستردهای قرار گرفتند؛ اما در سالهای اخیر باز توجه غرب به منابع غنی انرژی لیبی و امکان انعقاد قراردادهای سودآور برای توسعه آن کشور جلب شد.
اما قیامی که به سرنگونی قذافی انجامید در شهر بنغازی در شرق لیبی شروع شد. مردم بنغازی میگویند قذافی به دلیل عدم اعتماد به اهالی شهر، به توسعه خدمات شهری و اجتماعی در بنغازی توجهی نداشت.
سرهنگ قذافی در سال ۱۹۴۲ در شهر سرت به دنیا آمد. خانواده او از یک عشیره بادیه نشین بودند و او اغلب به ریشههای ساده و قبیلهای خود استناد میکرد و حتی از میهمانان رسمی حکومت لیبی در چادر خود استقبال میکرد و در سفرهای خارجی نیز چادرش را در کشور میزبان بر میافراشت.
او مشروعیت خود را ابتدا بر اساس اجرای سیاستی ضد استعماری بنا نهاد و فلسفه سیاسی خود را بر اساس حکومت تودهای در کتابی کوچک موسوم به “کتاب سبز” تشریح و منتشر کرد. در لیبی قذافی، حاکمیت ظاهرا توسط خود مردم و از طریق شوراهای انقلابی محلی اعمال می شد ولی در عمل تمام تصمیمات اساسی توسط او گرفته می شد و ثروت کشور نیز در دست او بود.
به گزارش بی.بی.سی قذافی در واقع، با پرورش دادن یک کیش شخصیت کنترل خود را بر یک “حکومت پلیسی” افزایش میداد و در دهه ۱۹۸۰ میلادی حتی صنعت و تجارت بخش خصوصی را هدف قرار داده و سیاست کتاب سوزی را نسبت به کتابهای “منحرف” در پیش گرفت. آزادی بیان و تجمع در لیبی قذافی وجود نداشت، سرکوب مخالفان بی رحمانه بود و مخالفان در تبعید نیز مورد هدف ماموران حکومتی بودند.
مخالفان قذافی از فساد و نابود شدن ثروت ملی به دست حکومت او شکایت داشتند. جمعیت لیبی تنها شش میلیون نفر است و درآمد نفتی آن در سال گذشته میلادی ۳۲ میلیارد دلار بود. با این حال نرخ بیکاری ۳۰ درصد یا بیشتر است و به دلیل توسعه نیافتگی بخش خصوصی، تولید مشاغل در خارج از بخش دولتی به سختی میسر است.
با این حال باید اذعان داشت که تحصیلات در لیبی آزاد و مجانی بوده است، خدمات بهداشتی گستردهای وجود داشته و مسکن و حمل و نقل به دلیل وجود سوبسیدهای دولتی ارزان بود.
قذافی در سال ۲۰۰۳ – هشت سال پیش – گفت برنامههای تولید سلاحهای کشتار جمعی را تعطیل میکند و در پی آن روابط او با کشورهای غربی بهبود یافت و پای شرکتهای نفتی غربی باری دیگر به لیبی باز شد.
در سالهای اخیر تنشهایی میان سیفالاسلام و معتصم، دو تن از فرزندان قذافی، بر سر جانشینی پدر وجود داشته است ولی مردم لیبی با الهام گیری از تحولات دو کشور همسایه تونس و مصر در اوایل سال جاری علیه حکومت او قیام کردند و قذافی سرانجام پس از ۴۱ سال سقوط کرد.
سرهنگ معمر قذافی که بود؟
خبرآنلاین: معمر قذافی دیکتاتور لیبی (زادهٔ ۷ ژوئن ۱۹۴۲-درگذشته ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱)، سیاستمدارِ انقلابی و رهبر لیبی از سال ۱۹۶۹ تا ۲۰۱۱ بود.وی در اول سپتامبر سال ۱۹۶۹ میلادی با کودتایی آرام حکومت محمّد ادریس سنوسی، پادشاه وقت لیبی را سرنگون ساخت. وی پس از کودتا، سیستم حکومتی لیبی را بر اساس ترکیبی از سوسیالیسم و اسلام طراحی کرده و خود رهبر لیبی شد. حکومتِ طولانی مدتِ سرهنگ قذافی از کودتای ۱۹۶۹ میلادی تا کنون، یکی از طولانیترین دورههای زمامداری در طولِ تاریخ را به وجود آوردهاست. در طی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، لیبی تحت رهبری قذافی، از سوی غربیها، یک کشور حاشیهای به حساب میآمد، که ستم ناشی از اختلافات داخلی، تروریسم، قتل و غارت توسط رهبران را نشان میداد، که در این اثنا قذافی مبادرت به اندوختن چندین میلیارد دلار ثروت برای خودش و خانوادهاش کرد. قذافی بر پایهٔ فلسفهٔ سیاسی و ملیگرایانهای که در کتاب سبز تشریح کردهاست، در سال ۱۹۷۷ میلادی نام جمهوری عربی لیبی را به «جماهیریه عربی سوسیالیستی خلق عظیم لیبی»تغییر داد.
وی در سال ۱۹۷۹ میلادی لقب نخستوزیر را کنار گذاشت و از آن پس «برادرْ رهبر» و یا «راهنمای انقلاب سوسیالیستی لیبی» نامیده شد. قذافی از حامیان شرکت آُپیک بود که تور پانآفریکان برای ایالات متحده آفریقا را رهبری کرد. پس از بمباران لیبی در سال ۱۹۸۶ میلادی و تحریمهای اقتصادی بر ضدّ این کشور از سوی سازمان ملل، تغییراتی در رفتار لیبی صورت گرفت. این تغییرات عبارتند از: برقراری روابط قتصادی و همکاریهای امنیتی نزدیک با غرب، همکاری و شرکت در بررسی پرونده حمایت لیبی از تروریسم؛ پرداخت غرامت به بازماندگان حوادث تروریستی منتسب لیبی؛ کنار نهادن برنامه دستیابی به سلاح هستهای. مجموعه این تغییر رفتارها منجر به برداشته شدن تحریمهای سازمان ملل متحد علیه لیبی در سال ۲۰۰۳ میلادی شد.
معمر قذافی در فوریه ۲۰۰۹ میلادی به عنوان رئیس دورهای اتحادیه آفریقا انتخاب شد. در فوریه ۲۰۱۱ میلادی گروهی از معترضان سیاسی که از مخالفان و معترضان جدید تونس و مصر و دیگر بخشهای جهان عرب الهام گرفته بودند بر ضد دولت قذافی در لیبی بهپا خواستند و این موضوع بهسرعت به یک شورش عمومی مبدل شد. قذافی عهد کرد که در برابر شورشیان و نیروهای خارجی مقاومت کند تا در راه وطن شهید شود
در روز ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱، رسانهها گزارش دادند که یک مقام رسمی شورای ملی انتقالی در گفتگو با الجزیره خبر از دستگیری قذافی دادهاست. براساس گفتههای این شخص، قذافی در حین دستگیری از ناحیهٔ هر دو پا آسیب دیدهاست. طبق گزارشها، شدت جراحات وارده به او منجر به مرگ او شدهاست.
بیوگرافی
معمر محمد عبد السلام آبو منیار القذافی در ۷ ژوئن سال ۱۹۴۲ میلادی، در روستایی به نام جهنم در نزدیکی شعیب الکراعیه در حوالی سرت به دنیا آمد. خانواده او به یک قبیلهٔ کوچک از بربرهای عرب شده بهنام قذاذفه تعلق داشت که از طریق چوپانی در بیابان هون امرار معاش میکردند. او هنگامی که پسربچهای بیش نبود به مدرسه ابتدایی اسلامی رفت. در آن هنگام حوادث عمدهای در جهان عرب در حال رخ دادن بود. شکست عربها از اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و بهقدرت رسیدن جمال عبدالناصر در مصر به سال ۱۹۵۲ میلادی، عمیقاً او را تحت تأثیر قرار داد. او تحصیلات دورهٔ متوسطه را زیر نظر یک معلم خصوصی در مصراته به اتمام رساند. در لیبی مانند دیگر کشورهای عربی، اجازه تحصیل در رشتههای علوم نظامی و ورود به ارتش و کسب یک شغل نظامی، بعد از استقلال فراهم شد. حرفه نظامی امکان تحصیل در مقاطع بالاتر را فراهم میساخت و رفاه اقتصادی و اجتماعی به همراه داشت و برای بسیاری تنها راه رسیدن به فعالیتهای سیاسی بود. برای قذافی و بسیاری از افسران تحت فرمانش که توسط گروه ناصر تحت عنوان ملیگرایی عربی و همچنین انزجار و دشمنی با اسرائیل تحریک و تشجیع میشدند حرفه نظامی برای آنها حرفه انقلابی بود. قدافی در سال ۱۹۶۱ میلادی وارد دانشکده افسری بنغازی و به همراه همدورهایهایش در سال ۶۶-۱۹۶۵ میلادی به عنوان مستشار نظامی فارغالتحصیل شد. قذافی در همین زمان به نهضت افسران آزاد پیوست. ناامیدی و شرمساری از جانب آن دسته از افسران لیبی که در زمان شکست ارتش عربها در سه جبهه در سال ۱۹۶۷ میلادی حضور داشتند کاملاً احساس میشد. اولین جرقهها برای براندازی نظام سلطنتی لیبی در این زمان در ذهن قذافی جوان شکل کرفت. او مطالعات و تحصیلات بیشتر را در اروپا ادامه داد. بیشترین بخش شایعات دربارهٔ قذافی مربوط به این دورهاست او به مدرسه نظامی سلطنتی سندهرست نرفت بلکه آموزشهای نظامی را در دانشکده افسری هلنیک در شهر آتن یونان و برخی از مناطق بریتانیا گذراند.
دوران قدرت قذافی به شرح ذیل است:
کودتای نظامی
در اول سپتامبر ۱۹۶۹ میلادی، گروه اندکی از افسران سال سوم دانشکده افسری، موسوم به افسران آزاد، به پیروی از افسرانی که به رهبری جمال عبدالناصر و محمد نجیب در سال ۱۹۵۲ میلادی به حکومت پادشاهی مصر پایان داده بوند،به رهبری معمر قذافی، یک کودتای بدون خونریزی را علیه شاه ادریس، هنگامی که برای درمان به ترکیه رفته بود ترتیب دادند. برادرزاده شاه ادریس یعنی سید حسن الرضا المهدی السنوسی به وسیلهٔ افسران نظامی شورشی عزل و در خانه حبس شد. آنان سلطنت را برانداخته و جمهوری عربی لیبی را پایه گذاشتند. یک نقشه عبارت بود از استفاده از سربازان مزدور برای احیای سلطنت که به وسیله دیوید استرلینگ، پایهگذار سرویس هوایی ویژه بریتانیا و از نزدیکان خانواده سلطنتی لیبی انجام شد نقشه دوگانه تعیین هیلتون به عنوان یک مرجع کنایهای در زندانهای لیبی بود همین امر باعث انتقال ۱۵۰ زندانی سیاسی از زندان تریپولی شد. مزدوران از این مناطق کاملاً خود را کنار کشیده بودند. علیرغم اطمینان استرلینگ، نقشه در مرحله پایانی به وسیله سرویس اطلاعاتی بریتانیا انجام شد. چون دولت ایالات متحده احساس کرد که قذافی ضدمارکسیست است مخالفتی نکرد.
سرکوب سیاسی
کمیتههای شورشی قذافی کاملاً مشابه با سیستمهای موجود در کشورهای کمونیستی بود. طبق گزارش ۱۰ تا ۲۰ درصد از مردم لیبی برای احیای این کمیتهها کار کردند که این یک نسبت از اطلاعات موجود در مورد صدام حسین در عراق یا کیم جونگ ایل در کره شمالی را نیز دربرمیگیرد. احیاء در دولت، کارخانجات و بخش تحصیلات رخ داد. اختلاف عقیده داشتن طبق ماده ۷۵ در سال ۱۹۷۳ میلادی ممنوع شد. قذافی اعلام کرد که هر کسی که حزب سیاسی تشکیل دهد اعدام میشود. شرکت کردن در مباحثات سیاسی با کشورهای بیگانه یک جنایت قابل مجازات محسوب می میشد و برای آن ۳ سال زندان در نظر گرفته شد. قذافی آموزش زبانهای خارجی را از برنامه مدارس حذف کرد. یکی از مخالفان قذافی در سال ۲۰۱۱ میلادی اوضاع را اینگونه شرح میدهد.
“هیچکدام از ما نمیتوانیم فرانسوی یا انگلیسی حرف بزنیم. او ما را غافل و کور کردهاست”
رژیم اغلب مردم را در ملأعام اعدام میکند و اعدامها را در کانالهای تلویزیونی دولتی مرتباً تکرار میشوند. طبق معیارهای مطبوعات آزاد، لیبی تحت فرماندهی قذافی سانسورکنندهترین کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا است.
در اکتبر ۱۹۹۳ میلادی عناصری از ارتش لیبی قصد ترور او را داشتند که این سوء قصد نافرجام ماند. در ۱۴ ژوئیه ۱۹۹۶ میلادی یک مسابقه فوتبال در تریپولی که توسط فرزند قذافی ترتیب داده شده بود منجر به شورشهای خونینی در اعتراض به قذافی شد. کنفرانس ملی مخالفان در لیبی، جبهه ملی مبارزه با استثمار لیبی و کمیته ملی لیبی در اروپا، معروفترین گروههای مخالف قذافی هستند. در سال ۲۰۰۶ میلادی یک وبگاه که به شکلی فعال در پی براندازی قذافی بود راهاندازی شد. این وبگاه ۳۴۳ ترور سیاسی در لیبی را برشمرد. اتحادیه حقوق بشر لیبی، قذافی را به دلیل ناآرامیهای بنغازی در سال ۲۰۰۶ میلادی، که منجر به کشته شدن ۳۰ لیبیایی و خارجی شده بود، مورد بازخواست قرار داد. فتحی الجحمی یکی از مخالفان برجسته قذافی بود که از سال ۲۰۰۲ میلادی تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۹ میلادی در جهت دعوت به برقراری دموکراسی در لیبی زندانی شد. برای جلوگیری از انتقاد از اوضاع حقوق بشر در لیبی، دیدهبان حقوق بشر برای انجام تحقیقات دربارهٔ مرگ این منتقد قذافی مشارکت داده نشد.
اقتصاد
اقتصاد لیبی یک اقتصاد برنامهریزی شدهاست که از ایدههای سوسیالیستی قذافی تبعیت میکند. این اقتصاد بستگی به درآمد اولیه بخش نفت دارد که به شکل ویژهای همه درآمدهای حاصل از صادرات و بیش از نیمی از تولید ناخالص ملی را شامل میشود. در آمدهای نفتی و جمعیت اندک لیبی، این کشور را به بیشترین درآمد سرانه در تولید ناخالص ملی در آفریقا مبدل کردهاست. لیبی رشد مطلوبی به میزان تقریبی ۱۰٫۶٪ رشد در تولید ناخالص ملی از سال ۲۰۰۰ میلادی تا سال ۲۰۱۰ میلادی به دست آورد.
ترورهای سیاسی در خارج از کشور
قذافی دربارهٔ تبعیدها در سال ۱۹۸۲ میلادی گفت: این مردم لیبی هستند که مسئول از بین رفتن چنین تفالهای هستند که تصویر لیبی را در خارج از کشور تغییر دادهاست. قذافی شبکهای از دیپلماتها را استخدام کرد و نیروهای تازهای را برای ترور سیاسی صدها منتقد در گوشه و کنار جهان به کار گماشت. اداره عفو بینالملل حداقل ۲۵ ترور سیاسی را بین سالهای ۱۹۸۰ میلادی تا ۱۹۸۷ میلادی گزارش کرد. در سال ۱۹۸۰ میلادی یک مأمور لیبیایی تلاش کرد فیصل زغالای که یک دانشجوی تحصیل کرده در ایالت کلورادو بود، را ترور کند. گلوله شلیک شده بخشی از بینایی زغالای را گرفت. فرد دیگری نیز ربوده شده و در سال ۱۹۹۰ میلادی درست قبل از دریافت تبعیت آمریکایی اعدام شد. ماموران قذافی در بریتانیا، در جایی که لیبیاییهای زیادی در تلاش برای دریافت پناهندگی بودند، بسیار فعال بودند. پس از آنکه سفارت لیبی برای سرکوب تظاهرات ضذ قذافی، به سوی یک پلیس زن انگلیسی شلیک کرد و او را به قتل رساندو دهها تن را مجروح کرد، انگلیس در آوریل ۱۹۸۴ میلادی روابط سیاسی خود را با لیبی قطع نمود. پس از آنکه دولت لیبی مسئولیت این رفتار را بعهده گرفت و به خانواده این زن پلیس یش از یکصدهزار غرامت پرداخت کرد، انگلیس در سال ۱۹۹۹ میلادی روابط خود را با لیبی از سر گرفت. قذافی در سال ۱۹۸۴ میلادی اظهار داشت در صورت لزوم ترورها حتی در شهر مقدس مکه و هنگام ادای فرضیه حج انجام خواهد شد. در اوت همان سال یک توطئه لیبیایی در مکه کشف و خنثی شد. در سال ۲۰۰۴ میلادی، عاشور شمس یک روزنامهنگار لیبیایی-انگلیسی منتقد یک میلیون دلار از دولت لیبی انعام دریافت کرد.
برنامه تسلیحات کشتارجمعی
قذافی اقدامات و تلاشهای خود را برای تولید سلاحهای کشتارجمعی از سال ۱۹۷۲ میلادی آغازید. از جمله این کوششها میتوان به تلاش وی برای خرید بمب هستهای از جمهوری خلق چین اشاره کرد. تا کنون چندین تن از گوشه و کنار جهان به دلیل همکاری با لیبی، برای دستیابی به سلاحهای شیمیایی مورد پیگرد قانونی قرار گرفتهاند. تایلند گزارش داد که چند تبعه تایلندی درساختن یک مخزن گازی شرکت کردهاند. آلمان نیز یک تاجر اهل آن کشور، به نام یورگن هیپن استایل که در برنامههای لیبی برای دستیابی به سلاح شیمیایی همکاری کردهاست را به پنج سال حبس محکوم کرد. بازرسان کنوانسیون سلاحهای شیمیایی در سال ۲۰۰۴ میلادی تأکید کردند که لیبی دارای ذخیرهای معادل با ۲۳ تن گاز خردل و بیش از ۱۳۰۰ تن مواد ترکیبی شیمیایی میباشد. چنین مقدار عظیمی از مواد شیمیایی انتظار میرفت که خیلی پرهزینه باشد. به دنبال سرنگونی صدام حسین به وسیله نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ میلادی قذافی اعلام کرد که ملتش یک برنامه فعال برای سلاحهای کشتار جمعی دارد اما میخواهد به بازرسان سازمان ملل اجازه دهد که به کشورش بیایند و آنها را مشاهده نمایند و از بین ببرند. رئیس جمهور وقت آمریکا، جرج بوش و دیگر حامیان جنگ عراق اعلام قذافی را به عنوان پیامد مستقیم جنگ عراق اعلام کردند. نخست وزیر ایتالیا سیلیو برلوسکونی که یکی از آن حامیان بود، ظهار داشت که قذافی به طور خصوصی با وی تماس گرفته و اجازه بازرسی را اعلام نمودهاست. بسیاری از کارشناسان سیاسی خارجی ادعا کردند که اعلام آمادگی قذافی برای پذیرش بازرسان فقط بمنظور بهبود بخشیدن روابط با غرب و بداشته شدن تحریمهاست. برای حمایت از این مطلب آنان به این حقیقت اشاره کردند که لیبی همیشه پیشنهادهای مشابه اینچنینی را بیان کردهاست. بازرسان بینالمللی چندین تُن از تسلیحات شیمیایی در لیبی را کشف کردند و همینطور از برنامه فعال تسلیحات هستهای دیدن کردند. با ادامه یافتن فرایند از بین بردن این تسلیحات، لیبی همکاری خود را با رژیمهای کنترلی بینالمللی بهبود بخشید، تا جایی که در مارس سال ۲۰۰۶ میلادی فرانسه توانست توافق خود را برای توسعه برنامه انرژی هستهای در لیبی اعلام کند. در ۱۵ می سال ۲۰۰۶ میلادی دولت ایالات متحده اعلام نمود که باید روابط کامل دیپلماتیک را با طرابلس برقرار کند، زیرا قذافی اعلام کردهاست که برنامه تسلیحات کشتارجمعی خود را کنار گذاشتهاست. دولت ایالات متحده همچنین افزود که لیبی باید از فهرست کشورهای حامی تروریست حذف شود.
تلاش برای اتحاد با دیگر کشورها
در سال ۱۹۷۱ میلادی قذافی پیشنهاد کرد که با سودان متحد شود اما جعفر نمیری رئیس جمهور وقت سودان این پیشنهاد را رد کرد. با توجه به همسایگان لیبی، قذافی از ایدههای پان عربی جمال عبدالناصر پیروی میکرد و با شور و شعف خواهان اتحاد تمام ملتهای عربی در قالب یک ملت بود. او همچنین از اسلام گرایی حمایت میکرد و طرفدار اسلام بود. بعد از مرگ ناصر در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰ میلادی قذافی تلاش کرد تا ردای رهبری ایدئولوژیک پان عربها را به تن کند. او مجمع جمهوریهای عربی (لیبی، مصر و سوریه) را در سال ۱۹۷۲ میلادی تشکیل داد، با این امید که یک آیات عرب ایجاد کند، لیکن این سه کشور، یکی شدن را نپذیرفتند. در سال ۱۹۷۴ میلادی او یک توافقنامه با حبیب بورقیبه رئیس حمهور وقت تونس، بین دو کشور برای متحد شدن امضاء نمود، اما این اتحاد نیز در عمل با شکست مواجه شد و تفاوتهای فراوانی که بین دو کشور وجود داشت مانع از ایجاد یک اتحاد قدرتمند گردید. در سال ۱۹۸۴ میلادی او معاهده وجده را با حسن دوم رئیس جمهور مراکش باهدف اتحاد دو کشور، امضاء کرد و بر اساس این اتحاد، در زمینههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مشارکت داشته باشند و مراکش به حمایت خود از جبهه ملی نجات لیبی پایان دهد، در مقابل لیبی نیز از جبهه پولیساریو حمایت نکند. در سال ۱۹۸۶ میلادی حسن دوم در شهر افران، با شیمون پرز نخست وزیر وقت اسرائیل دیدار کرد. این دیدارها از جانب دولت لیبی خیانت و پیمات شکنی تلقی شد و موجبات نقض معاهده را فراهم آورد.
ارتش اسلامی
قذافی در سال ۱۹۷۲ میلادی نیرویی را موسوم به «ارتش اسلامی» تشکیل داد که به وسیلهٔ آن در جهت یکپارچهسازی و عربی کردن منطقه گام بردارد. اولویت فعالیت ارتش اسلامی، چاد و سودان بود. در استان دارفور که در غرب سودان واقع شده بود قذافی از تشکیل مجمع عربی حمایت کرد. این مجمع که زیرنظر جرارد پرونیر فعالیت میکرد، یک سازمان ستیزهجوی پان عرب بود که بر عربی بودن دارفور تأکید داشت. ارتش اسلامی اغلب متشکل از مهاجران کشورهای ساحلی فقیر بود، لیکن بر اساس یک منبع موثق، هزاران پاکستانی که با هویتهای جعلی در شهرهای لیبی کار میکردند نیز عضو این ارتش بودند. به طور کلی میتوان گفت اعضای این ارتش مهاجرانی بودند که بدون هیچ تفکری راجع به جنگ به لیبی رفته بودند. اینان آموزشهای نظامی اندکی دیده و تعهد کمی به ارتش داشتند. یک روزنامهنگار فرانسوی دربارهٔ نیروهای این ارتش در چاد، میگوید: آنها همه عرب، خارجی و یا آفریقایی-آمریکایی بودند که برخلاف تصورشان که گمان میکردند با آمدن به لیبی میتوانند یک شغل اجتماعی بیابند، به استخدام نیروهای نظامی درآمده و میبایست در بیابانهای ناشناخته به جنگ میپرداختند. در آغاز سال ۱۹۸۷ میلادی با حمله لیبی به چاد ارتش اسلامی نیروهای خود را در استان دارفور مستقر کرد. حملات متداوم در طول مرز باعث ایجاد تنازهات قومیتی در استان دارفور شد و این کشمکشها باعث کشته شدن بیش از ۹۰۰۰ نفر در بازه زمانی ۱۹۸۵ میلادی تا ۱۹۸۹ میلادی شد. جنجویدها گروهی بوند که در سال ۲۰۰۰ میلادی متهم به نسل کشی شدند، در سال ۱۹۸۸ میلادی به رهبری برخی از سران سابق ارتش اسلامی تشکیل شد.
ایالات متحده آفریقا
در ۲۹ اوت سال ۲۰۰۸ میلادی، قذافی یک جشن عمومی در بنغازی با حضور ۲۰۰ حکمران و پادشاه آفریقایی ترتیب داد و در آنجا به خود لقب شاه شاهان آفریقا را داد که این در واقع بخشی از تلاش او برای تشویق حکام آفریقایی و دولتهای متبوعشان برای پیروی از قذافی در قالب اتحادی بزرگ بود. دیدگاههای قذافی در اینباره و دربارهٔ یکسان سازی نظامی در آفریقا با واکنش دیگر دولتهای آفریقایی مواجه شد. در اول فوریه ۲۰۰۹ میلادی یک جشن تاجگذاری در آدیس آبابا پایتخت اتیوپی در ۵۳مین سالگرد تأسیس اتحادیه آفریقا برگزار شد و در آن مراسم قذافی به عنوان رئیس این اتحادیه انتخاب شد. قذافی در آن مراسم به رهبران آفریقایی گفت: من به تلاش خود برای رسیدن به ریاست ایالات متحده آفریقا ادامه خواهم داد. گردهمایی او برای حاکمان آفریقا که بنا بود در ژانویه ۲۰۰۹ میلادی برگزار شود، از جانب مهمانان اوگاندایی لغو شد؛ زیرا ذعوت از رهبران محلی و بحث دربارهٔ امور سیاسی داخلی، برخلاف قوانین اوگاندا بود و بنا به گفته جیمز ماگوم، سخنگوی وزارت امور خارجه اوگاندا، این رفتارها میتواند به بیثباتی کشور متبوعش منجر شود.
جنگ داخلی
جنگ داخلی لیبی، در سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۱ میلادی)، به دنبال بالاگرفتن اعتراضات و راهپیماییهای خیابانی مخالفان و سپس شورش سراسری، علیه حکومت لیبی و رهبر آن، معمر قذافی با سرکوب شدید اعتراضات شکل گرفت. این اعتراضات از ۲۳ دی ۱۳۸۹ خورشیدی (۱۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی)، در این کشور آغاز شد و از روز ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ (۱۷ فوریه ۲۰۱۱ میلادی) به شکلی گستردهتر و بهتدریج بصورت شورش سراسری درآمد که با برخوردهای خونین و خشونتآمیز حاکمیت با مردم معترض روبهرو شد و همه شهرهای لیبی را دربرگرفت. و به جنگهای شهری و بین شهری، میان مخالفین و هواداران حکومت منجر شد. نیروهای مخالف حکومت از جانب شرق به غرب شهرهای لیبی را تحت کنترل خود قرار دادند و در شهر شرقی بنغازی، دومین شهر بزرگ کشور، دولت موقت تشکیل دادند. شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامهای داراییهای قذافی و ده نفر از نزدیکان او را توقیف نموده و مسافرت آنان به سایر نقاط جهان را محدود ساخت. بر اساس این قطعنامه، اقدامات قذافی و نزدیکانش توسط دادگاه جنایات بینالمللی پیگیری شد. در تاریخ ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی دستور بازدشت قذافی صادر شد. طرابلس ضمن رد این حکم، دادگاه بینالمللی را آلت دست غرب خواند. در پیشرویهای مخالفین بیشتر شهرهای شرق کشور و نیمی از شهرهای شمال غربی به کنترل آنها درآمد و تنها پایتخت لیبی (طرابلس) و چندین شهر دیگر در غرب کشور دردست نیروهای دولتی باقیماند. در اوایل ماه مارس شهرهای شرق لیبی از جمله بنغازی و چندین شهر دیگر مورد هجوم موشکی نیروهای قذافی قرار گرفتند. در این زمان اعضای شورای امنیت برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی به توافق رسیدند. در این درگیریها طی چندماه، چندین بار نیروهای دولتی بعضی شهرهای در دست مخالفین را تصرف کرده و مجدداً از آنها رانده شدند. در ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ (۲۰ اوت ۲۰۱۱ میلادی) مخالفین توانستند همه شهرهای مذکور را در دست خود بگیرند. در ۳۱ مرداد (۲۲اوت) مخالفین به طرابلس نفوذ کردند و وارد میدان سبز شدند. مخالفان در ۲۳ اوت توانستند با گذر از باب العزیزیه به محل اقامت قذافی وارد شوند. علیرغم اینکه گزارشهای قبلی حضور قذافی و خانوادهاش در باب العزیزیة را تأیید میکرد، مخالفان اثری از آنها نیافتند.
اتهام جنایت جنگی
در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰، لوئیس مورنو اکامپو، دادستان دادگاه جنایی بینالمللی اعلام کردهاست، شواهدی در دست دارد که ثابت میکند، نیروهای معمر قذافی از ابتدای جنگ داخلی لیبی (۲۰۱۱) در این کشور، علیه مردم لیبی جنایات گستردهای را مرتکب شدهاند. بر اساس گزارش دادگاه جنایی بینالمللی، از دیگر جنایتهای دولت قذافی آتش گشودن برروی مردمیاست که در اعتراضات مسالمتآمیز شرکت کردهاند و «دستگیری، شکنجه، کشتار، تبعید، آزار جنسی و همچنین ویرانسازی مساجد» است. با این حال قذافی این اتهامات را رد کردهاست. در تاریخ ۱۶ می ۲۰۱۱ نیز مورنو خبر از تحت تعقیب قرار گرفتن قذافی و دو تن از نزدیکانش (پسرش سیف الاسلام قذافی و برادر خواندهاش عبدالله السنوسی) را به جرم دستور حملهٔ «گسترده و سیستماتیک» به غیرنظامیان، داد. محمد القامودی وزیر دادگستری لیبی ضمن رد اتهامات دادگاه بینالمللی، افزود معمر قذافی و پسرش هیچ پست رسمی در لیبی نداشته و هیچگونه ارتباطی با مسائل رخ داده در لیبی ندارند. رژیم قذافی ضمن رد اتهام جنایات جنگی، شورشیان را به آدمخواری متهم کرد. ناتو که خود به دلیل بمبارانهای غیرضروری با هدف از بین بردن زیرساختهای لیبی مورد انتقاد است، مخالفان قذافی را به وحشیگری و جنایت علیه بشریت متهم کرد.
شباهت سرنوشت قذافی و صدام
خبر مرگ قذافی دیکتاتور لیبی روز تاریخی برای جهانیان رقم زد، مانند روزی که صدام اسیر شد، سرنوشت دیکتاتور عراق با دیکتاتور لیبی بی شباهت نبود.


Related posts: